مختص جامعه سینما: «نقی معمولی از سال ۱۳۹۰ دنبال یه خونه برای خانوادشه» این جمله ای است که در فضای مجازی بین کاربران تبادل می شود. این جمله «طنز تلخ» در ظاهر شوخیای است ساده، اما در لایههای عمیقتر خود، حاوی انتقادی اجتماعیست نسبت به وضعیت مسکن، طبقه متوسط و ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی در ایران.
نقی معمولی، شخصیت اصلی سریال «پایتخت»، نمایندهایست از طبقه متوسط شهری، با درآمدی محدود، دغدغههای خانوادگی و تلاش برای زندگی آبرومندانه. اینکه این شخصیت بیش از یک دهه است دنبال خانهای برای خانوادهاش میگردد، به شکل نمادین نشاندهنده ناتوانی طبقه متوسط در تحقق ابتداییترین نیازهای انسانی، یعنی مسکن است.
طنز تلخ در این جمله، از تقابل بین «سریال طنز» و «بحران واقعی» شکل میگیرد. اینکه در یک سریال خانوادگی، مسئلهای به شدت جدی و مداوم – مثل خانهدار شدن – هرگز حل نمیشود، خود گواهیست بر مزمن بودن مشکل مسکن در ایران. گویی شوخی نیست، بلکه واقعیتیست که فقط ظاهر طنزآمیز به آن داده شده.
این جمله میتواند بهطور غیرمستقیم به ناکارآمدی سیاستگذاریهای اقتصادی، اجتماعی نیز اشاره داشته باشد. چرا یک خانواده معمولی، در طی بیش از ده سال نتوانسته سقفی امن و دائم برای خود تهیه کند؟ استمرار این وضعیت از ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴، حاکیست که برای نقی و امثال او، خانهدار شدن دیگر یک هدف نیست، بلکه به رؤیایی دوردست تبدیل شده است.
در قسمتی از سریال نقی با شور و شوق فراوان به دنبال دریافت زمینیست که قرار است به عنوان پاداش به او تعلق بگیرد. او این زمین را بهمثابه راهحل نهایی مشکل مسکناش میبیند؛ نمادی از تحقق آرزویی دیرینه. اما آنچه در نهایت به دست میآورد، زمینیست بیکارکرد، بیامکانات، بدون امکان ساختوساز – زمینی که در عمل هیچ کمکی به او نمیکند.
این تضاد میان «شوق» و «بینتیجه بودن»، یک طنز تلخ دیگر به روایت اضافه میکند: حتی زمانی که وعدهای محقق میشود، آنچه نصیب مردم میگردد، چیزی نیست جز پوستهای توخالی از امید. این زمین بیکارکرد، میتواند نماد بسیاری از سیاستهای شعاری و بیاثر باشد که تنها ظاهر وعده را دارند، بیآنکه گرهی از زندگی مردم باز کنند./ محسن (امید) سلیمانی فاخر