مختص جامعه سینما: سئویل محدث پایان فیلم «در تبعید» مرا به یاد حکایتی از سعدی انداخت: پادشاهی به کشتن بیگناهی فرمان داد. گفت: ای ملک به موجب خشمی که تو را بر من است آزار خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند .
تصمیم زن، انتقامی بیرحمانه اما ناگزیر است؛ واکنشی نه از سر ضعف، بلکه تصمیمی برخاسته از سالها تحمل فرودستی و خاموشی در برابر سلطهگری مرد. او در واقع دست به انتحاری منفعلانه میزند که فقط پایان یک زندگی نیست؛ ضربه سهمگین پتکی است بر چرخهای که مرد سالها با سردی، اقتدار و انکار حقیقت پیش برده بود. ریتم سرد و کند فیلم درست شبیه زیست منجمد این خانواده است؛ زیستی که پدر رهبری آن را به دست گرفته و همهچیز را حول خواستههای خود بازتعریف کرده است.
در بخش عمده روایت ما، درگیر مسئله «خیانت» زن و واکنشهای این زوج میشویم، درحالیکه فیلم مدام هشدار میدهد حقیقت ممکن است چیزی کاملاً متفاوت باشد. حتی کودکی که در اغلب فرهنگها نماد صداقت است میتواند حامل روایتی خطا باشد.«ورا» زنی منفعل نیست، عاملیتی که در انفعالش نهفته است، تمام واکنشهای شوهرش و دیگران را معطوف به خود کرده است.
او با گفتن «این کودک از تو نیست» در واقع ساختار سلطه را میشکند. قمار میکند. فرصتی غیرقابل بازگشت به شوهرش میدهد تا بلکه از پس گفتگو به شکافی که در رابطهشان جا خشک کرده پی ببرد و سردی و کرختی خانواده جای خو را به شور و همبستگی بدهد؛ که البته انتظاری خوشبینانه بود. ورا، خود را مورد سوظن خیانت قرار میدهد، تا به زبانی بسیار تأثیرگذارتر از واژهها، دیمیتری را متوجه خیانتی بکند که سالها علیه زن و فرزندانش مرتکب شده.
او خدشهدار شدن پیوندی را آشکار میسازد که از ابتدا فاقد عشق و اعتماد بوده است.با این حال، فیلم امکان خوانشهای دیگری هم فراهم میکند: میزانسنهای محدود، قابهای بسته و استفاده از سکوت، این فروپاشی را تنها به تقابل جنسیتی تقلیل نمیدهد، بلکه آن را در بستر روایتسازی، سوءتفاهم، و فرسایش تدریجی اعتماد قرار میدهد.
فیلم «در تبعید» تنها درباره فروپاشی یک خانواده نیست؛ بلکه درباره سازوکارهای تولید روایت، نحوه توزیع قدرت و بهای سکوت در نظامهای مردسالارانه است. دیمیتری به نمایندگی از همنوعان خود هزینهی گزافی برای آموختن معنای اصیل خانواده و تعهد پرداخت. بهایی که فیلم با پرهیز از داوری مستقیم و اتکا به ابهام، آن را تلختر و انسانیتر تصویر میکند. آیا دیمیتری میتواند از زیر بار این عذاب وجدان کشنده، دوباره قامت راست کند؟



























