مختص جامعهسینما: پژمان مجیدی| در چند روز گذشته، واکنش تند و توهینآمیز سیاوش اسعدی کارگردان فیلم غریزه به نقد یکی از منتقدان فرهیخته سینما بار دیگر بحث قدیمی «ظرفیت نقدپذیری» را زنده کرده است. اتفاقی که متأسفانه نشان میدهد هنوز بعضی از سینماگران ما تفاوت بین نقد و حمله شخصی را درک نکردهاند. منتقد نظرش را گفته، فیلمساز ناراحت شده و نتیجه چیزی جز توهین و تخریب نبوده است.
اصل ماجرا ساده است؛ در هر جامعهای که فرهنگ گفتوگو زنده باشد، نقد بخشی از مسیر رشد است. فیلمساز، وقتی اثرش را به نمایش عمومی میگذارد، عملاً وارد میدان گفتوگو میشود؛ میپذیرد که اثرش تحلیل و نقد شود، گاهی تحسین، گاهی تردید. اما وقتی به جای پاسخ مستدل، به منتقد حمله میکند، عملاً در را بر گفتوگو میبندد. از آن سو، اگر منتقدی هم به جای نقد فنی و تحلیلی، به لحن شخصی و بیاحترامی روی بیاورد، تفاوتی با همان رفتار ندارد.
توهین، چه از سوی فیلمساز باشد چه از سوی منتقد، یک چیز را نابود میکند: شأن نقد. نقد یعنی اندیشیدن درباره اثر، نه محاکمهی سازنده یا منتقد.سینما عرصه گفتوگوست، نه میدان قدرتنمایی. هر فیلمساز باید بداند که نقدپذیری بخشی از بلوغ حرفهای اوست. فیلم، وقتی اکران میشود، دیگر فقط متعلق به سازندهاش نیست؛ به تماشاگر و منتقد هم تعلق دارد. اگر قرار باشد فقط تعریف و تحسین شنیده شود، دیگر نقدی باقی نمیماند و همهچیز به تبلیغ و شعار تبدیل میشود.رفتار اخیر سیاوش اسعدی از این منظر نگرانکننده است، چون نهفقط یک واکنش احساسی شخصی، بلکه نشانهای از پایین آمدن آستانه تحمل در میان برخی سینماگران است.
وقتی کارگردانی با چند جمله نقد منصفانه برآشفته میشود و منتقد را تحقیر میکند، یعنی نقد را بهجای گفتوگو، تهدید میبیند. این خطرناک است؛ چون نتیجهاش بسته شدن مسیر یادگیری و گفتوگو در سینماست.اما نکته مهمتر این است که واکنش در برابر چنین رفتارهایی هم باید قاطع و فرهنگی باشد.
وقت آن رسیده که رسانههای سینمایی و منتقدان در برابر بیاحترامی آشکار، سکوت نکنند؛ نه با دعوا و توهین متقابل، بلکه با بیاعتنایی حرفهای. فیلمسازی که به جای پاسخ فکری، زبان توهین را انتخاب میکند، نباید از همان رسانهها انتظار تریبون، مصاحبه و نقد داشته باشد.
احترام یک خیابان دوطرفه است. اگر منتقد در چارچوب حرفهای خود رفتار میکند، باید حرمت او حفظ شود؛ همانطور که اگر فیلمسازی با صداقت و اخلاق واکنش نشان دهد، شایسته احترام است. نقد واقعی بدون احترام، ممکن نیست.ما باید دوباره یاد بگیریم که اختلاف نظر، بخشی از پویایی فرهنگی است، نه تهدیدی علیه آن. توهین، هر طرف که باشد، گفتوگو را میکشد. راه درست، بالا بردن ظرفیت شنیدن است.
سینمای ایران به فیلمسازانی نیاز دارد که اهل فکر باشند، نه واکنش. و به منتقدانی که منصف و مؤدب باشند، نه تحریکآمیز.این اتفاق شاید یک هشدار باشد؛ اگر ادب از نقد و پاسخ نقد برود، چیزی از فرهنگ باقی نمیماند. تنها راه نجات، بازگشت به گفتوگوست؛ گفتوگویی آرام، مسئولانه و محترمانه، میان فیلمساز و منتقد، بیبرنده و بازنده.























