مختص جامعه سینما: میترا رئیس محمدی| در عصر سلطه رسانه، مرز میان بلاگری و بازیگری بهشدت کمرنگ شده است. بلاگرها دیگر صرفاً تولیدکنندگان محتوای آنلاین نیستند؛ آنها برندهای شخصیِ پرنفوذی هستند که با مخاطب میلیونی، روابط گسترده و سرمایه قابلتوجه، توان ورود مستقیم به عرصه سینما را دارند. در کشورهایی مانند ایران، که سینما ساختاری صنعتی و رقابتی ندارد و بیشتر بر پایه رابطه و منابع مالی استوار است، این ورود نهتنها ممکن، بلکه گاهی حتی مطلوبتر از مسیرهای سنتی تلقی میشود. اما مهمتر از همه، پیوندی است که بین شهرت بلاگری و شهرت سینمایی شکل میگیرد- سینرژیای سودآور که شهرت و ثروت را برای بلاگر چند برابر میکند.
به بیان دقیق تر، بلاگرها در فضای رسانهای امروز، صاحب سه دارایی مهماند: مخاطب فعال و وفادار، که تبلیغات و تماشای اثر را تضمین میکند؛ ارتباطات گسترده، با برندها، رسانهها و افراد ذینفوذ؛ گردش مالی بالا، که امکان سرمایهگذاری در پروژههای سینمایی را فراهم میآورد. این ترکیب، بلاگر را به یک مهره چندکاره تبدیل میکند: بازیگر، تبلیغکننده، سرمایهگذار و حتی تولیدکننده.
سینما در ایران؛ ساختاری مستعد نفوذ سرمایه و رابطه
سینما در کشورهایی مانند ایران، برخلاف هالیوود یا برخی ساختارهای اروپایی، صنعتی شفاف، رقابتی و مبتنی بر شایستهسالاری نیست. در این فضا: سرمایه شخصی میتواند جایگزین استعداد شود؛ ارتباطات میتواند دروازه ورود را باز کند؛ و شهرت بلاگری میتواند مجوز حضور در نقشهای کلیدی را صادر کند.
درواقع، شهرت نهتنها در فضای مجازی بلکه در هنر نیز تعیینکننده است. بلاگرهایی که با ترکیب شهرت، سرمایه و رابطه وارد سینما میشوند، اغلب با دور زدن، مسیرهای سنتی و کلاسیک آموزش و تجربه و با تکیه بر داشتههای رسانهای، وارد میدان میشوند و با سرعت بالا جایگاه میگیرند، این جریان با شتاب پیش میرود و سینرژی میان شهرت مجازی و شهرت سینمایی، برای بلاگرها سودآوری فزاینده ایجاد میکند. سؤال اینجاست: آیا این مسیر به رشد هنر منجر خواهد شد، یا تنها به رشد برندهای شخصی؟
سینرژی فرصتطلبانه: شهرت در خدمت شهرت
یکی از پدیدههای جالب و درعینحال بحثبرانگیز، رابطه دوطرفه و سودمحور میان شهرت بلاگری و شهرت سینمایی است. بلاگر با ورود به سینما، خود را به دنیایی جدید از مخاطبان و رسانهها معرفی میکند و مشروعیت بیشتری در چشم عامه به دست میآورد. در سوی دیگر، پروژه سینمایی نیز با اتکا به دنبالکنندگان بلاگر، تبلیغات ارزان، گسترده و مؤثر دریافت میکند. این سینرژی، اگرچه به ظاهر برد-برد است، اما بیشتر به سود بلاگر تمام میشود: شهرتش عمق میگیرد، ثروتش افزایش مییابد، و از یک چهره مجازی به یک سلبریتی فرهنگی یا هنری بدل میشود- حتی اگر هنر چندانی نیاموخته باشد.
نویسندگی، بازیگری و کارگردانی؛ درهای باز برای بلاگرها
با چنین منابعی، بلاگرها تنها به بازیگری اکتفا نمیکنند: برخی خودشان فیلمنامه مینویسند یا سفارش میدهند تا نقش اصلی را داشته باشند؛ برخی مستقیماً وارد کارگردانی میشوند، با تکیه بر ارتباطات شخصی با تیم های تولید و سرمایه کلان شخصی و همچنین تجربههای تولید محتوا در فضای دیجیتال؛ و بعضی حتی شرکتهای تولید فیلم تأسیس میکنند تا در هر مرحلهای از تولید، تصمیمگیرنده اصلی باشند. ایدهپردازی، تدوین، طراحی صحنه، و اجرای بازی اغلب در ذهن آنان ادامهایست از کارهای روزمرهشان در فضای مجازی، اما این بار با قاب بزرگتر و مخاطب وسیعتر.
فرصتسازی یا تهدید هنری؟
ورود بلاگرها به سینما، در بهترین حالت، به دلایلی از قبیل، ایجاد سرمایه، جذب مخاطب جوان و تنوع در روایت و اجرا، میتواند خون تازهای در رگهای صنعت تزریق کند: اما اگر این ورود تنها بر پایه سودجویی، خودنمایی یا دور زدن مسیرهای حرفهای باشد، به تدریج اعتبار هنری سینما را خدشهدار میکند و آن را به یک ویترین شهرت و سرمایه بدل میسازد و ممکن است سینما را از درون تهی کند.



























