مختص جامعه سینما: بیتا فلاحی| فیلم ناتور دشت به کارگردانی محمدرضا خردمندان فیلم آبرومند و ارزشمندی است. در دوره ای که اکثر فیلم ها در فضای گرفته شهری و آپارتمان ها ساخته می شوند دیدن یک فیلم روستایی با قاب بندی های زیبایی از کشتزارها و مزارع در یک جهان باورپذیر که خیر و شر در تقابل با یک دیگر هستند، خالی از لطف نیست.
فضاسازی های بکر و متقاوت نقطه قوت فیلم است، فیلم ناتور دشت گرچه از لحاظ فیلمنامه و تکنیک ساده است و پیچیدگی خاصی ندارد، اما چون بر پایه شخصیت پردازی بنا شده قابل تامل است. نقطه آغاز فیلم ضربه اولیه را دارد و گره افکنی ایجاد می شود اما در ادامه ریتم کند میشود. وقتی شخصیت منفی داستان معرفی میشود دوباره مخاطب درگیر قصه می شود اما انگیزه شخصیت های منفی کافی نیست و به خوبی پرداخت نشده اند.
شخصیت بایرام با بازی علی مصفا الکن باقی می ماند، در نتیجه روابط علی و معلولی در داستان هم به خوبی در نیامده و در نهایت منطق داستان محکم نیست.خرده روایت ها از موضوع قاچاق پرنده ها توسط همکار قدیمی احمد تا دیگر موضوع ها آن طور که باید در خدمت خط اصلی داستان نیستند و ضعف فیلمنامه مشهود است.
با تمام این ضعف ها پرداختن به موضوع گم شدن یک بچه و جمع شدن مردم برای پیدا کردن او و محیط بانی که ناتور دشت یعنی نگهبان دشت، است و همیشه سعی کرده وظیفه اش را به خوبی انجام دهد قابل ستایش است. محیط بانی که گرچه عاری از خطا نیست اما وظیفه انسانی اش را به عنوان کسی که به منطقه محل خدمتش آشنایی کامل دارد به خوبی انجام می دهد و فیلم یک جور ادای دین به محیط بان ها هم هست که کمتر زحمات آنها در جامعه دیده می شود.
جهان داستان مردانه است و زن نقش کمرنگی دارد اما بازی زوج حجازی فر و مولویان این نقص ها را پوشش میدهد. مخاطب فیلم احمد پیران را که محیط بانی است که تلاش میکند تا کودک گم شده را پیدا کند را به عنوان قهرمان باور میکند و بعد از یک افت مجدد در پرده سوم و از ریتم افتادن مجدد با سکانس ملتهب چاه و تلاش احمد پیران برای نجات جان بچه و بعد هم نجات خود و دو نفر دیگر مخاطب را روی صندلی میخکوب میکند.
اینکه بعضی فیلم سازان هنوز به قهرمان سازی معتقد هستند و در این راستا تلاش میکنند قصه هایی قهرمانانه روایت کنند قابل ستایش است. حضور یک ناجی همواره در داستان ها جذابیت داشته و دارد و به خصوص اینکه ناجی محیط بان باشد و به خاطر یک مسئله انسانی حتی از افشا شدن خطایش در گذشته هم هیج ابایی نداشته باشد. اسب در فیلم زیاد دیده می شود که نماد استقامت و دلیری است و اسب با شیهه با هم نوعانش و صاحبش ارتباط برقرار میکند. جغرافیا با آن دشت ها و مزارع وسیع و قنات های قدیمی همانند یک شخصیت در فیلم کارکرد دارد و سکانس هایی که در زیر زمین و در قنات های قدیمی گرفته شده دلهره آور و البته قابل تامل هستند.



























